حكيم ابوالقاسم فردوسى
82
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
ببوسيد تخت و بماليد روى * بران نامور مهر انگشت اوى سوى خانه بنهاد سر با سپاه * بدان باد پايان جوينده راه [ رفتن سام به جنگ مهراب ] بمهراب و دستان رسيد اين سخن * كه شاه و سپهبد فگندند بن خروشان ز كابل همى رفت زال * فروهشته لفج و برآورده يال [ همى گفت اگر اژدهاى دژم * بيايد كه گيتى بسوزد بدم ] [ چو كابلستان را بخواهد بسود * نخستين سر من ببايد درود ] [ بپيش پدر شد پر از خون جگر * پر انديشه دل پر ز گفتار سر ] چو آگاهى آمد بسام دلير * كه آمد ز ره بچّهء نرّه شير همه لشكر از جاى بر خاستند * درفش فريدون بياراستند [ پذيره شدن را تبيره زدند * سپاه و سپهبد پذيره شدند ] [ همه پشت پيلان برنگين درفش * بياراسته سرخ و زرد و بنفش ] چو روى پدر ديد دستان سام * پياده شد از اسپ و بگذارد گام بزرگان پياده شدند از دو روى * چه سالار خواه و چه سالار جوى زمين را ببوسيد زال دلير * سخن گفت با او پدر نيز دير نشست از بر تازى اسپ سمند * چو زرّين درخشنده كوهى بلند بزرگان همه پيش او آمدند * بتيمار و با گفت و گو آمدند كه آزرده گشتست بر تو پدر * يكى پوزش آور مكش هيچ سر [ چنين داد پاسخ كزين باك نيست * سرانجام آخر بجز خاك نيست ] [ پدر گر بمغز اندر آرد خرد * همانا سخن بر سخن نگذرد ] [ و گر بر گشايد زبان را بخشم * پس از شرمش آب اندر آرم به چشم ] چنين تا بدرگاه سام آمدند * گشاده دل و شادكام آمدند فرود آمد از باره سام سوار * هم اندر زمان زال را داد بار چو زال اندر آمد بپيش پدر * زمين را ببوسيد و گسترد بر يكى آفرين كرد بر سام گرد * و زاب دو نرگس همى گل سترد كه بيدار دل پهلوان شاد باد * روانش گرايندهء داد باد [ ز تيغ تو الماس بريان شود * زمين روز جنگ از تو گريان شود ] [ كجا ديزهء تو چمد روز جنگ * شتاب آيد اندر سپاه درنگ ] [ سپهرى كجا باد گرز تو ديد * همانا ستاره نيارد كشيد ] زمين نسپرد شير با داد تو * روان و خرد كشته بنياد تو همه مردم از داد تو شادمان * ز تو داد يابد زمين و زمان مگر من كه از داد بىبهرهام * و گر چه به پيوند تو شهرهام [ يكى مرغ پروردهام خاك خورد * به گيتى مرا نيست با كس نبرد ] [ ندانم همى خويشتن را گناه * كه بر من كسى را بران هست راه ] [ مگر آنكه سام يلستم پدر * وگر هست با اين نژادم هنر ] [ ز مادر بزادم بينداختى * بكوه اندرم جايگه ساختى ] [ فگندى بتيمار زاينده را * به آتش سپردى فزاينده را ]